حبّ دنیا

0

حبّ دنیا

 

آیت‌الله جوادی آملی 

 

أَعُوذُ بِاللَّهِ مِنَ الشَّيْطَانِ الرَّجِيم

بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحِيم

 

اين «حُبُّ الدُّنْيَا رَأْسُ كُلِّ خَطِيئَةٍ» خصيصه اي براي دنيا نيست؛ منتها اثر مهم آن است؛ يعنی «حُبُّكَ لِلشَّيْ‏ءِ يُعْمِي وَ يُصِم‏».[۴۰] در معرفت شناسي اين مشکل را داريم، دلبستگی آدم به چيزي، درست نميگذارد که درباره خلاف آن اظهار نظر بکند، اين درباره محبّت است؛ درباره بغض هم همين‌طور است: «بُغضُکَ لِلشَّيْ‏ءِ يُعْمِي وَ يُصِم». انسان اگر از چيزي يا کسي بدش بيايد، حاضر نيست حرف او را درست گوش بدهد؛ به کسي که دل بسته است، حرف او را همين که گفت ميپذيرد و اصلاً فرصت تصديق به ديگران نميدهد؛ هم «حُبُّكَ لِلشَّيْ‏ءِ يُعْمِي وَ يُصِم‏»، هم «بُغضُکَ لِلشَّيْ‏ءِ يُعْمِي وَ يُصِم»، هم در مسئلهٴ معرفت نظري اين حُبّ و بغض اثرگذار است و هم در بخشهاي عملي اين حُبّ و بغض اثرگذار است؛ منتها منشأ همه اينها اگر حُبّ حقيقي باشد، اين نه تنها حجاب نيست، بلکه چراغ است، ميان آنها فرق است. اينکه فرمود: «حُبُّكَ لِلشَّيْ‏ءِ يُعْمِي وَ يُصِم‏» اين برای «حُبُّ الدُّنْيَا رَأْسُ كُلِّ خَطِيئَةٍ» است، اما اگر «حُبّ الله» پيدا شد، اين چراغ است، اين حجاب نيست.

 

فرق است بين محبّت حق و محبّت باطل! محبّت باطل حجاب و «رِين» است. ببينيد که تعبير قرآن کريم درباره کارهاي باطل اين است: ﴿كَلَّا بَلْ رَانَ عَلَي قُلُوبِهِم﴾[۴۱] «رِين» يعني چرک؛ فرمود: ﴿كَلَّا بَلْ رَانَ عَلَي قُلُوبِهِم مَّا كَانُوا يَكْسِبُونَ﴾، اگر علاقه باطل باشد ميشود «رِين» که چرک است، يعني حجاب است؛ اما علاقه «حق» خودش چراغ است، «مصباح» است، «شجرهٴ نوراني» است، «شجرهٴ زيتون» است، ﴿لاَّ شَرْقِيِّةٍ وَ لاَ غَرْبِيَّةٍ﴾[۴۲] است. اگر «الْعِلْمُ نُورٌ يَقْذِفُهُ اللَّه‏»[۴۳] کسي مُحبّ چنين چيزي باشد، مُحبّ چراغ است، حجابِ چيزي نيست؛ لذا وقتي که انسان به چيزي علاقه‎مند بود ـ به خدا و به پيغمبر علاقه‎مند بود ـ هرگز از درک حق باز نميماند و اگر دشمنِ کفر و شرک و إلحاد بود، هرگز از درک حق باز نميماند.

 

◀️اين «حُبُّكَ لِلشَّيْ‏ءِ يُعْمِي وَ يُصِم‏» مطلق نيست، حُبّي که با محبوب باطل باشد، آثار آن محبوب در حُبّ اثر ميگذارد که ميشود حجاب و «رِين»؛ لذا انسان نميفهمد. اگر «حُبُّ الدُّنْيَا» باشد، ميشود «رَأْسُ كُلِّ خَطِيئَةٍ»؛ اما اگر «حُبُّ الحَق» باشد، ميشود «رَأْسُ كُلِّ ثَواب». ▶️

 

بعضي از دوستي‌هاست که چراغ است، به اين جهت است که فرمود شما سعي کنيد در مسير محبّت حرکت کنيد؛ اولاً شما دوست پيغمبر و اهل بيت(عَلَيْهِمُ السَّلَامْ) باشيد؛ ثانياً اين سرمايه است و اين سرمايه را به کار ببريد تا خدا دوست شما بشود: ﴿إِن كُنْتُمْ تُحِبُّونَ اللّهَ فَاتَّبِعُونِي يُحْبِبْكُمُ اللّهُ﴾.[۴۴] اگر خدا دوست آدم بود، چه کار ميکند؟ ديگر آدم را رها نميکند و کارهاي خود را به دست انسان انجام ميدهد و ممکن نيست که خدا محبوب خود را رها بکند؛ اين راه باز است! ديگر از اين کمال بالاتر چيست؟ خليل حق آمده براي همين کار که ما را محبوب خدا بکند؛ اگر ما را محبوب ذات اقدس الهي کرد، چيزي براي ما حجاب نيست. آن دعاي نوراني «مناجات شعبانيه» در پيِ همين راههاست که انسان هم به قطع ماسوا ميرسد، بعد به انقطاع ماسوا ميرسد، بعد به کمال انقطاع ميرسد. اين محبّت چراغ است و آن محبّت چرک است، خيلي فرق است!

 

بين کوثر و تکاثر چه فرقي است؟ اين چرک است و آن چراغ است! مگر کوثر جلوي کسي را ميگيرد!؟ مگر کوثر ميگذارد که کسي تشنه باشد؟! مگر کوثر کسي را ميگذارد که نبيند؟! هر چه گرفتاری هست برای تکاثر است، فرمود شما ميتوانيد اين‌طور باشيد!

 

بنابراين اين قاعده «حُبُّكَ لِلشَّيْ‏ءِ يُعْمِي وَ يُصِم‏» و «بُغضُکَ لِلشَّيْ‏ءِ يُعْمِي وَ يُصِم»، جامع و مَقسم اينها «حُبُّ الدُّنْيَا رَأْسُ كُلِّ خَطِيئَةٍ» است. خود حُبّ ذاتاً که اثر ندارد، آن آثار محبوب است که در حُبّ ظهور ميکند؛

 

 

«وَ الْحَمْدُ لِلّٰهِ رَبِّ الْعٰالَمِين»

تفسير سوره زخرف جلسه ۱۰(۱۳۹۴/۱۰/۱۴)

سایت إسراء

 

[۴۰]. من لا يحضره الفقيه، ج۴، ص۳۸۰.

 

[۴۱]. سوره مطففين, آيه۱۴.

 

[۴۲]. سوره نور, آيه۳۵.

 

[۴۳]. مصباح الشريعة، ص۱۶.

 

[۴۴]. سوره آل عمران, آيه۳۱.

 

 

 

آدرس کوتاه این مقاله: http://noorekoran.ir/ejNVo

Leave A Reply

Your email address will not be published.