روضه مطهری

0

روضه مطهری در شب وفات امام جواد (ع) 

 

 

امام جواد (ع) و سیاست خلفای عباسی

 

امشب شب بیست و نهم ذی‌القعده و شب آخر ماه ذی‌القعدة الحرام، شب وفات حضرت امام جواد (ع) است. امام جواد از ائمه‌ای هستند که خیلی زود شهید شدند؛ یعنی ۲۵ سال بیشتر از سن مبارکشان نگذشته بود که شهید شدند و بعد از پدر بزرگوارشان حضرت علی بن موسی‌الرضا (ع) ایشان عمر زیادی در دنیا نکردند.

 

سیاست خلفای عباسی با سیاست امویها فرق داشت. امویهاخشن‌تر بودند ولی اینها موذی‌تر بودند یعنی سیاستمدارانه‌تر عمل می‌کردند. آنها خیلی با خشونت و شمشیر و این طور چیزها عمل می‌کردند، ولی اینها خیلی موذیانه عمل می‌کردند که فقط عده قلیلی می‌توانستند دست سیاست اینها را بخوانند. اکثریت مردم به اشتباه می‌افتادند و نتیجه این شده است که الآن قضیه شهادت امام رضا حتی بر مستشرقین اروپا مورد اشتباه است . مأمون آنقدر سیاستمدارانه عمل کرده که اینها می‌گویند: مأمون نسبت به حضرت رضا حسن نیت داشته و هیچ سوءنیتی نداشته و خیلی هم به ایشان ارادت داشته است و حضرت رضا به مرگ طبیعی از دنیا رفتند. این برای این است که سیاست او سیاست موذیگری است؛ یعنی به ظاهر دوستی نشان می‌داد و در باطن دشمنی می‌کرد.

 

یکی از کارهایی که اینها می‌کردند این بود که چون می‌خواستند ائمه را تحت‌نظر داشته باشند، به زور و اجبار، یکی از دخترهایشان را به آنها می‌چسباندند که باید با این ازدواج کنی ! بعد که ازدواج می‌کردند، می‌گفتند: دختر ما که نمی‌شود از ما دور باشد! دختر ما و داماد ما باید همین جا کنار خودمان باشند! این برای چه بود؟ برای این که به یک شکلی که مردم نفهمند اینها را تحت نظر و تحت مراقبت شدید و اذیت شدید داشته باشند. حالا چه جریانهایی در زمان مأمون و بعد از او درزمان معتصم برادر مأمون [اتفاق افتاد، خدا می‌داند! ] باز مأمون وضع خاصی داشت، مرد عالم و تحصیلکرده‌ای بود و چون تحصیلکرده و عالم بود از مسائل علمی لذت می‌برد. گاهی، هم در زمان حضرت رضا و هم در زمان حضرت جواد، مجالس علمی تشکیل می‌داد، علمای بزرگ را جمع می‌کرد، بعد امام را احضار می‌کرد و خوشش می‌آمد که در آنجا سؤال و جواب و مباحثه شود. ولی معتصم از این جهت درست برعکس مأمون است، یعنی اُمّی است. اُمّی یعنی بی‌سوادِ بی‌سواد. در میان خلفا و بلکه در میان تمام طبقه سلاطین، شاید باسوادتر [از مأمون کسی را نداشته باشیم.] فقط در روم مردی را ذکر می‌کنند به نام اپکتیتوس که شاید او، هم‌شأن مأمون بوده. از پادشاهان رومی است که او هم مرد فیلسوف و دانشمندی بوده و کتاب تألیف کرده. در تاریخ، در طبقه سلاطین و خلفا، غیر از این دو نفر، دانشمند حسابی نداریم. مأمون خودش اهل مباحثه بوده. در مجلسی که با علمای بزرگ اهل تسنن بر سر خلافت امیرالمؤمنین مباحثه کرد و خودش طرف شیعه را گرفت، آنچنان اینها را محکوم کرد که دیگر نتوانستند سخن بگویند .

 

برعکس، معتصم یک آدم بی‌سواد عجیبی است. خیلی بی‌سواد است. خودش به خودش می‌گفت: خَلیفَةٌ اُمّی. یک وقت در مورد لغتی از لغات قرآن از وزیرش پرسید، اتفاقا او هم نمی‌دانست. گفت: به به! خَلیفَةٌ اُمّی و وَزیرٌ عامّی. خلیفه بی‌سواد که هیچ سوادی ندارد و وزیر عوام که هیچ نمی‌فهمد. یک مستوفی و دبیر داشته به نام محمد بن عبدالملک زیاد، که وقتی از او پرسیدند، او لغت را تشریح کرد و خیلی خوب بیان کرد و همین سبب شد که معتصم آن وزیرش را برداشت و این محمد بن عبدالملک را ـ که خیلی آدم خبیثی از آب درآمد ـ به جای او آورد. او که بعدها وزیر متوکل هم شد ـ همان کسی است که آن تنور معروف را برای شکنجه افراد ساخته بود، و بعد خودش در همان تنور شکنجه شد و در همان تنور هم مُرد. آدم خیلی بد ذات و خبیثی بود.

 

به هرحال معتصم به شکل دیگری موجبات آزار امام را فراهم کرد، تا بالاخره سبب شد که همسر امام یعنی امّ الفضل امام را مسموم کرد، آنهم با یک وضع خیلی ناراحت کننده‌ای. و چون برای همه مسموم کننده‌ها معلوم و محرز بود که دستور خلیفه بوده، جرأت این که بدن امام را دفن کنند، نداشتند. حتی معتصم دستور داد: بدنش را بیندازید در کوچه. دو سه روز بدن امام در میان کوچه افتاده بود. بعد به معتصم خبر دادند که یک وضع خارق‌العاده‌ای پیش آمده. هر میتی اگر سه چهار روز روی زمین افتاده باشد بدنش عفونت پیدا می‌کند و بدن این مرد روز به روز بر بوی خوشش افزوده می‌شود، و اگر مردم این موضوع را بفهمند اوضاع خیلی بد می‌شود. این بود که خودش زودتر اجازه داد بدن امام را دفن کنند. وجود مقدسش را در کنار جدش موسی بن جعفر در همین محل معروف یعنی کاظمین (علیهما السلام) دفن کردند. و حالت ایشان از این جهت، تأسّی داشت به جدّ بزرگوارشان حسین بن علی (ع) که فرمود: مُلْقآ ثَلاثآ بِلا غُسْلٍ وَ لا کفَنٍ. و لا حول و لا قوّة الّا بالله العلی العظیم و صلّی الله علی محمد و آله الطاهرین.

 

باسمک العظیم الاعظم الاعزّ الاجلّ الاکرم یا الله…

 

اللّهم اقضِ حوائجنا. وَ اکفِ مُهمّاتنا. وَ اشفِ مرضانا. و عافِ احیانا. و ارحم موتانا. و اَدِّ دیوننا. و وسِّع فی اَرزاقنا. و اجعل عاقبة امورنا خیرا. و وفِّقنا لما تحبّ و ترضی.

 

الحمد لله رب العالمين

 

کتاب آشنایی با قرآن، آیت الله شهید مرتضی مطهری، جلد دوازدهم ، صفحه ٢۵

 

آدرس کوتاه این مقاله: http://noorekoran.ir/6EeqU

Leave A Reply

Your email address will not be published.