سفاهت واقعی

0

سفاهت واقعی

 

آیت‌الله جوادی آملی 

 

بسم الله الرحمن الرحيم

 

وَمَنْ يَرْغَبُ عَنْ مِلَّةِ إِبْرَاهِيمَ إِلَّا مَنْ سَفِهَ نَفْسَهُ وَلَقَدِ اصْطَفَيْنَاهُ فِي الدُّنْيَا وَإِنَّهُ فِي الْآخِرَةِ لَمِنَ الصَّالِحِينَ ( بقره – ١٣٠)

 

وكیست كه از آیین ابراهیم روی گردان شود، جز كسی كه خود را به نادانی و سبك مغزی زند؟ یقیناً ما ابراهیم را در دنیا [به امامت و رسالت‌] برگزیدیم، و قطعاً در آخرت از شایستگان است. (۱۳۰)

 

 

از برجسته ترين انبياي خاورميانه، وجود مبارک ابراهيم خليل است که براي برقراري يک نظم علمي، با سفاهت مبارزه کرد؛ هم در بخشهاي اعتقادي شِرک را برانداخت، هم در بخشهاي معرفتي سفاهت را از جامعه دور کرد و از ذات اقدس الهي هم خواست که اين را در دودمان او حفظ کند و خداوند اين توحيد را و اين تبرّي از شرک را در دودمان او قرار داد. حرف رسمي وجود مبارک ابراهيم خليل تبرّی از مشرکان بود، چون آنها از نظر اعتقادي گرفتار شرک و از نظر معرفتي مبتلا به سفاهت بودند. کسي که قبول و نکول او به حرف ديگري وابسته است، اين شخص سَفيه است؛ وقتي که ميخواهد چيزي را بپذيرد، ميگويد: ﴿إِنَّا وَجَدْنَا آبَاءَنَا عَلَي أُمَّةٍ﴾[۱] و ميخواهند چيزي را رد کنند، ميگويند: ﴿مَا سَمِعْنَا بِهَذا فِي آبَائِنَا الأوَّلِينَ﴾.[۲] خليل حق فرمود اين «سَفَهْ» است.

 

قرآن کريم هم در سوره مبارکهٴ «بقره» فرمود راهي را که ابراهيم(سَلَامُ اللَّهِ عَلَيْه) نشان داد، راه عقلانيت است: ﴿وَ مَن يَرْغَبُ عَن مِلَّةِ إِبْرَاهِيمَ إِلاّ مَن سَفِهَ نَفْسَهُ﴾،[۳] پس خليل حق(سَلَامُ اللَّهِ عَلَيْه) هم در بخش اعتقادي با شِرک مبارزه کرد تا سرانجام دست به تَبَر برد و هم در بخشهاي معرفتي با جهالت و سفاهت مبارزه کرد تا جامعه را عقلاني کند.

 

پرسش: همه کفّار که «سَفَهْ» نبودند، دانشمند هم داشتند.

 

پاسخ: بله، عالِم را ذات اقدس الهي معرفي کرد، عالِم کسي است که هم تجربه حسّي داشته باشد و هم تجريد عقلي؛ شما ببينيد الآن خيلي از اينها از راه دور جريان کيوان[۴] را بررسي ميکنند يا سياهچاله هاي آسمان را که در دورترين نقطه است بررسي ميکنند و زحمت تجربي فراواني هم ميکشند؛ اما از نظر معرفتي کور هستند و پيش پاي خودشان را نميبينند! ميگويند اين خودش درست شد.

 

اين نظم محيّر‌العقول را هيچ عقلي ميپذيرد که خودبه‎خود درست شده باشد؟! اين بيان نوراني سيدالشهداء(سَلَامُ اللَّهِ عَلَيْه) در دعاي «عرفه» است که فرمود: «عَمِيَتْ عَيْنٌ لَا تَرَاكَ عَلَيْهَا رَقِيباً»؛[۵] آن‌که تو را نميبيند کور است! اينها با چه زحمت و تلاش چندين ساله‌ای وضع کيوان و اين سياهچاله ها را بررسي کردند؛ ولي وقتي گزارش ميدهند، ميگويند خودبه‎خود اين‌طور شد، اين نظم عميق خودبه‎خود پيدا ميشود؟!

◀️بنابراين حصر معرفت‌شناسي در حسّ و تجربهٴ حسّي «سَفَهْ» است. معرفت‌شناسي حسّي و تجربي کفِ سواد است؛ يعني ما ديگر از اين پايينتر علمي نداريم! ▶️از اين بالاتر نيمه تجربي است که رياضي است، از آن بالاتر تجريدي کلامي است، از آن بالاتر تجريدي فلسفي است، از آن بالاتر تجريد عرفان نظري است و از آن بالاتر هم راههاي ديگر است.

 

غرض اين است که اگر کسي بخواهد جهانبين باشد و از بود و نبود عالَم خبر داشته باشد، او که نميتواند سياهچال تجربهٴ حسّي گرفتار بشود! لذا خليل حق با «سَفَهْ» مبارزه کرد و همين را در دودمان خود قرار داد.

 

درس تفسیر قرآن کریم، آیت الله جوادی آملی

تفسير سوره زخرف جلسه ۱۲(۱۳۹۴/۱۰/۱۶)

 

سایت إسراء

آدرس کوتاه این مقاله: http://noorekoran.ir/2fEj2

Leave A Reply

Your email address will not be published.