عوامل سعادت

0

عوامل سعادت 

 

آیت‌الله شهید مطهری

 

أَعُوذُ بِاللَّهِ مِنَ الشَّيْطَانِ الرَّجِيم

بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحِيم

 

قَدْ اَفْلَحَ مَنْ تَزَکی. وَ ذَکرَ اسْمَ رَبِّهِ فَصَلّی.

 

دو عامل رستگاری

 

قَدْ اَفْلَحَ مَنْ تَزَکی. وَ ذَکرَ اسْمَ رَبِّهِ فَصَلّی. رستگار شد آن کسی که پاک شد. تزکی از ماده زکات است. زکات به معنی پاکی است. تزکیه یعنی پاک کردن و تزکی یعنی پاک شدن. در سوره جمعه می‌خوانیم: « هُوَ الَّذی بَعَثَ فِی الاُْمّیینَ رَسولا مِنْهُمْ یتْلوا عَلَیهِمْ ایاتِهِ وَ یزَکیهِمْ ». پیغمبر آمده که مردم را تطهیر کند، تزکیه کند، از چه؟ از هر آلودگی. ◀️ به خود زکات از آن جهت زکات می‌گویند که انسان را از آلودگی وابسته بودن به مال آزاد می‌کند. ▶️ انسان وقتی که مال و ثروت دارد اگر به این حالت باشد که هر چه که دارم مال خودم است و مال خودم را نباید به کسی بدهم، این یک تعلق و وابستگی و آلودگی است و لهذا در قرآن می‌فرماید: «خُذْ مِنْ اَمْوالِهِمْ صَدَقَةً تُطَهِّرُهُمْ وَ تُزَکیهِمْ بِها » از اموال اینها صدقات مالشان را بگیر و به این وسیله خودشان را پاک کن؛ یعنی وسیله تزکیه روح و تزکیه نفس آنهاست.

 

قَدْ اَفْلَحَ مَنْ تَزَکی. نیمی از تعلیمات پیغمبر تعلیمات تزکیه‌ای است، تعلیماتی است که انسان را از نظر عمل، از نظر اخلاق، از نظر فکر، از نظر روحْ ، آزاد و از آلودگیها پاک می‌کند. اینها جنبه‌های منفی قضیه است، یعنی جنبه‌های تخلیه‌ای، جنبه‌های پاکیزه کردن و صاف کردن.

‏ « وَ ذَکرَ اسْمَ رَبِّهِ فَصَلّی. » رستگار شد آن کسی که پاک شد با عمل کردن به این دستورها و آن کسی که نام پروردگار خود را می‌برد و نماز می‌خواند و عبادت می‌کند.

 

آن « تَزَکی » عنوان پاکی را داشت، آلودگیها را دور کردن. ◀️ مکرر گفته‌ایم که قرآن روی این مطلب خیلی تکیه دارد. اگر ما بخواهیم اصول تعلیمات را ذکر بکنیم دو قسمت خواهد بود: یک قسمت امور منفی یعنی اموری که باید آنها را طرد و نفی کرد، که تحت عنوان تزکیه و تقوا یاد می‌شود. قسمت دوم کارهای مثبت که باید انجام داد، که تحت عنوان احسان یا عنوانهایی شبیه آن یاد می‌شود، یعنی کارهای مثبت نیک را انجام دادن.▶️ وَ ذَکرَ اسْمَ رَبِّهِ فَصَلّی. از نماز به عنوان نمونه یاد شده چون از نظر قرآن نماز بزرگترین عامل تربیتی و اصلاحی است.

 

یک مصداق برای این آیات

 

البته همین طوری که بعضی مفسرین گفته‌اند آیه عمومیت و کلیت دارد ولی در بعضی از روایات، این آیات را به یک مصداق خاص و معین تطبیق کرده‌اند. البته آن، مصداق است، یعنی منحصر نیست. [گفته‌اند ] قَدْ اَفْلَحَ مَنْ تَزَکی [یعنی ] رستگار شد آن کسی که خود را به وسیله فطره دادن پاک کرد وَ ذَکرَ اسْمَ رَبِّهِ فَصَلّی آن کسی که نام پروردگار خودش را به‌عنوان نماز عید برد و نماز عید را بجا آورد. بنابراین زکات فطره و نماز عید یک مصداق از این آیات کلی هستند.

 

این دو آیه به صورت مغایب است: رستگار شد کسی که پاک شد، رستگار شد کسی که خدا را یاد کرد و نماز خواند.

 

بعد مخاطب ، مردم می‌شوند، آن مردمی که در آن زمان بودند بالخصوص، آن مردمی که اکثریتشان تذکر پیغمبر را قبول نمی‌کردند.

آن مردمی که متذکر نمی‌شوند و اعراض می‌کنند: « بَلْ تُؤْثِرونَ الْحَیوةَ الدُّنْیا. » به صورت یک افسوس می‌گوید : اما شما این زندگی پست و آلوده را بر آن زندگی پاک ترجیح می‌دهید.

 

زندگی پست‌تر

 

یادم نیست که در ذیل کدام‌یک از آیات بود [که این مطلب را توضیح دادیم. گاهی به صورت حَیوةُ الدُّنْیا می‌آید،] یعنی به تعبیر مضاف و مضاف‌الیه به اصطلاح علمای ادب. [ اینجا] تعبیر به صورت صفت و موصوف است: اَلْحَیوةُ الدُّنْیا یعنی آن پست‌ترین زندگیها، آن زندگی پست‌تر نه زندگی در جهان پست‌تر، زندگی‌ای که خود آن زندگی پست‌تر است؛ یعنی مردمی که در همین دنیا هم هستند و زندگی می‌کنند دو جور زندگی دارند: بعضی زندگی‌شان زندگی اعلی است چون زندگی‌ای است که آلودگی در آن زندگی هیچ وجود ندارد، زندگی الهی است بر اساس خداشناسی و خداپرستی. بعضی دیگر مثل این کرمهایی که در لجن زندگی می‌کنند غرق در آلودگی هستند. می‌فرماید: شما همین زندگیهای پست و آلوده را بر همه چیز دیگر ترجیح می‌دهید؛ کأنه ای افسوس که شما چنین هستید! وَ الاْخِرَةُ خَیرٌ وَ اَبْقی آخرت بهتر است و جاودانه‌تر. با اینکه آخرت جاودانه است و دنیا جاودانه نیست ولی چون انسان با دنیا جوری رفتار می‌کند که کأنه این دنیا یک زندگی جاودانه دارد (با خود فکر می‌کند ما هنوز که عمرمان خیلی زیاد است، ماکه هنوز عمری نکرده‌ایم، حالا که هستیم، کأنه برای همیشه هستیم) می‌گوید تو که این را جاودانه خیال می‌کنی، جاودانه حقیقی اوست، آخرت جاودانه‌تر است.

 

اِنَّ هذا لَفِی الصُّحُفِ الاُْولی. صُحُفِ اِبْراهیمَ وَ موسی. قرآن می‌گوید: مطلبی که اینجا گفتیم مطلبی است که در کتب آسمانی پیشین هم عین این مطلب گفته شده.

 

ابوذر از رسول اکرم سؤال می‌کند که آیا چیزی در قرآن هست که در صحف ابراهیم بوده است؟ پیغمبراکرم همین آیات را خواندند: «قَدْ اَفْلَحَ مَنْ تَزَکی. وَ ذَکرَ اسْمَ رَبِّهِ فَصَلّی. بَلْ تُؤْثِرونَ الْحَیوةَ الدُّنْیا. وَ الاْخِرَةُ خَیرٌ وَ اَبْقی. اِنَّ هذا لَفِی الصُّحُفِ الاُْولی. صُحُفِ اِبْراهیمَ وَ موسی ».

 

به قرینه این حدیث معلوم می‌شود از قَدْ اَفْلَحَ به این طرف در کتب آسمانی پیشین هم عینا یادآوری شده است و از کتب آسمانی پیشین این دو تا را یاد می‌کند: صحف ابراهیم و موسی.

 

ما اجمالا می‌دانیم که بر انبیای پیشین کتاب‌های آسمانی نازل شده. اینها را قرآن به تعبیر «صحف» می‌گوید. صحف جمع صحیفه است. صحیفه یعنی ورق، برگ، کتاب، نوشته. در روایات از صحف آدم، صحف شیث، صحف ادریس و صحف ابراهیم نام برده شده، از تورات و انجیل هم که مکرر نام برده شده است. ولی این دلیل نمی‌شود که کتاب‌های آسمانی پیشین منحصر به اینها بوده، چون خود قرآن می‌فرماید که در میان پیغمبران پیغمبرانی هستند که ما نامی از آنها نبرده ایم.

 

اِنَّ هذا لَفِی الصُّحُفِ الاُْولی این حقایق در صحف اولین بوده است. آنوقت دو تا از آنها را ذکر می‌کند: صحف ابراهیم و صحف موسی که مقصود تورات موسی است. و صلّی الله علی محمد و آله الطاهرین.

 

نسئلک اللّهم و ندعوک باسمک العظیم الاعظم الاعزّ الاجلّ الاکرم یا الله…

 

پروردگارا دلهای ما به نور ایمان منوّر بگردان، نیتهای ما را خالص بفرما، غِلها و غشها از دلهای ما بیرون بفرما، فطرت ما را فطرت سالم و پاک قرار بده، توفیق دوری از گناه به همه ما عنایت بفرما، به همه مسلمانان بیداری و تنبه عنایت بفرما، شر دشمنانشان از آنها کوتاه بفرما، اموات ما مشمول عنایت و مغفرت خودت قرار بده.

 

الحمد لله رب العالمين

 

کتاب آشنایی با قرآن، آیت الله شهید مرتضی مطهری، جلد سیزدهم ، صفحه ۴٣

 

آدرس کوتاه این مقاله: http://noorekoran.ir/1eEVr

Leave A Reply

Your email address will not be published.