گناه جمعی

0

گناه جمعی

 

آیت‌الله شهید مطهری

 

اعوذ بالله من الشیطان الرجیم

بسم الله الرحمن الرحيم

 

گناه فرد به حساب جمع گذاشته می‌شود

 

🎇 اشاره‌ای به داستان قوم ثمود

 

کذَّبَتْ ثَمودُ بِطَغْویها. به مناسبت، اشاره‌ای به داستان ثمود است. قوم ثمود تکذیب کرد؛ یعنی گفته پیغمبران، گفته خدا و چنین حقایقی را تکذیب کرد. چگونه تکذیب کرد؟ آیا با لفظ تکذیب کرد یا با عمل؟ می‌گوید: با عمل. «طَغْوی» نقطه مقابل «تقوا» است. اغلب مردم به جای تقوا، طغوی دارند؛ یعنی طغیان و سرکشی.

 

إذِ انْبَعَثَ أشْقیها آنگاه که شقی‌ترین آنها برانگیخته شد. داستان عقر و پی کردن ناقه صالح است که آیه الهی بود و خدا آن را وسیله و مایه امتحان این قوم قرار داده بود. فَقالَ لَهُمْ رَسولُ اللهِ ناقَةَ اللهِ وَ سُقْیها پیامبر خدا در آن وقت، به مردم گفت: ای مردم! این یک وسیله آزمایش است، کاری به خودش و آب خوردنش نداشته باشید.

 

فَکذَّبوهُ فَعَقَروها آن پیغمبر را تکذیب کردند، حال یا با همان طغوای خودشان یا به طور لفظی هم. قرآن در اینجا می‌فرماید: «اینها آن شتر را پی کردند» و نمی‌فرماید: «آن فرد آن شتر را پی کرد». فَدَمْدَمَ عَلَیهِمْ رَبُّهُمْ بِذَنْبِهِمْ فَسَوّیها. وَ لا یخافُ عُقْبیها. خدای متعال بر آنها یورش برد و عذاب الهی به موجب گناهشان بر آنها وارد شد و کارشان را یکسره کرد. خدا انسان نیست که وقتی خشم بر انسانهای دیگر می‌گیرد ته دلش نگران باشد که عاقبت کار چه می‌شود. اینجا خداست که خشم می‌گیرد و تمام عاقبتها هم دست خود اوست.

 

روایتی از امیرالمؤمنین

 

در اینجا به مناسبت همین آیه جمله‌ای از امیرالمؤمنین علی علیه السلام نقل کنم و بعد توضیحی بدهم. ایشان در یکی از خطبه‌های نهج‌البلاغه می‌فرمایند :أیهَا النّاسُ! إنَّما یجْمَعُ النّاسَ الرِّضا وَ السُّخْطُ، وَ إنَّما عَقَرَ ناقَةَ ثَمودَ رَجُلٌ واحِدٌ فَعَمَّهُمُ اللهُ بِالْعَذابِ لَمّا عَمّوهُ بِالرِّضا فَقالَ سُبْحانَهُ: فَعَقَروها فَأصْبَحوا نادِمینَ« نهج البلاغه، خطبه ٢٠١ ».

 

◼️◼️◼️ایها الناس! مردم آن وقتی که فکر و اندیشه و گرایش و اراده و خواستشان یکی باشد یک واحد شمرده می‌شوند. ◀️خشنودی و خواستنِ یک چیز و ناخشنودی و نخواستنِ یک چیز است که مردم را به صورت یک واحد در می‌آورد.▶️ آنوقت اگر مردمی از نظر خواست و اراده و خشنودی همه یک جور فکر کنند و یک اندیشه داشته باشند، بعد آن اندیشه را یک نفر به مرحله عمل دربیاورد، [در واقع ] آن یک نفر نکرده، بلکه همه کرده‌اند؛ چون آن یک نفر نماینده اراده عموم است و خواست عموم را به مرحله عمل درآورده. حال اگر آن کار خوب باشد همه مردم آن کار خوب را انجام داده‌اند و اگر آن کار بد باشد باز همه مردم آن کار بد را انجام داده‌اند.

 

پس حضرت می‌خواهد بفرماید: گاهی اراده فرد اراده فرد نیست، بلکه مظهر اراده جمع است. وقتی یک کار بدی را همه مردم می‌خواهند انجام شود و همه با یکدیگر هم‌فکر و هم‌رأی هستند، بعد یکی از افراد آن کار را مرتکب می‌شود، آیا اینجا مجرم همان یک نفر است یا همه مجرم‌اند؟ همه مجرم هستند؛ چون اینجا به اصطلاح امروز اراده جمعی و روح جمعی است که این کار را انجام می‌دهد نه روح فردی؛ یعنی روح فردی به عنوان یک جزء از روح جمعی این کار را انجام می‌دهد. حضرت می‌فرماید: هر وقت این طور باشد همه مردم این کار را کرده‌اند.بعد ایشان استدلال می‌کند به همین داستان قوم ثمود و می‌فرماید: می‌دانید که ناقه ثمود را یک نفر پی کرد، ولی قرآن نمی‌گوید «یک نفر پی کرد» بلکه می‌گوید: «عَقَروها» یعنی همه پی کردند. حضرت روی کلمه «عَقَروها» تأکید دارد. قرآن می‌فرماید: «فَعَقَروها» همه آن را پی کردند، و حال آنکه یک نفر پی کرده بود؛ چرا؟ چون آن یک نفر خواستِ عموم را انجام داد. این، نکته خیلی جالب عجیبی است که حضرت اینجا بیان فرموده‌اند.

 

در دو آیه قبل هم می‌فرماید : إذِ انْبَعَثَ أشْقیها. «إنْبَعَثَ» باب انفعال است، یعنی منبعث شد، برانگیخته شد. خود این جمله هم نشان می‌دهد که این، اراده جمع بود که می‌خواست این کار انجام شود و این فرد از اراده جمع منبعث شد.

 

حال نکته‌ای که خوب است اینجا از این نکته‌ای که امیرالمؤمنین فرمود استفاده کنیم این است : ظاهر آیات قبل جنبه فردی داشت: قَدْ أفْلَحَ مَنْ زَکیها. وَ قَدْ خابَ مَنْ دَسّیها. رستگار شد کسی که تزکیه نفس کرد و تقوا پیشه کرد، و خائب و خاسر شد کسی که فجور کرد و در نفس و جان خود قلم برد و دسّ کرد. (گفتیم کلمه «مَنْ» بر مفرد و جمع هر دو اطلاق می‌شود ولی اینجا ظاهر مفرد است.) اما بعد به عنوان مصداق، کار اجتماعی را ذکر می‌کند؛ یعنی داستان ثمود، که با اینکه یک فرد آن کار را کرد، ولی در واقع کار جمع بود. در مجموع، از آیات این مطلب فهمیده می‌شود که همان طور که آن فرد رستگار شد که اول جان خود را تزکیه کرد و آن فرد بدبخت شد که در جان خود دسّ کرد، در مورد جامعه هم این مطلب صادق است؛ یعنی آن جامعه‌ای رستگار است که خودش را از آلودگیهای اخلاقی پاک کند. اگر جامعه از آلودگیها پاک نباشد و از نظر جان و روح و اخلاق آلوده باشد ولو قدرت و ثروت و صنعت پیدا کند، این جامعه در آخر بدبخت است، همان طور که قوم ثمود بدبخت شدند. وصلّی الله علی محمد و آله الطاهرین.

 

الحمد لله رب العالمين

 

کتاب آشنایی با قرآن، آیت الله شهید مرتضی مطهری، جلد سیزدهم ، صفحه ١۴٣

 

آدرس کوتاه این مقاله: http://noorekoran.ir/FG68U

Leave A Reply

Your email address will not be published.