اسمای حسنای الهی، اسم اعظم

0

اسمای حسنای الهی، اسم اعظم 

آیت‌الله جوادی آملی 

عنوان: تفسیر سوره مبارکه اعراف جلسه ۲

 

اعوذ بالله من الشيطان الرجيم

بسم الله الرحمن الرحيم

◼️ نظام تكوين

مطلب ديگر آن است كه در همين بعضي از ادعيه نظير دعاي سمات يا دعاي ندبه و مانند آن مشخص مي‌كند كه اسماي الهي اسماي تكويني است و آنچه كه ما به عنوان الفاظ بر زبان جاري مي‌كنيم يا بر صفحات كتاب مي‌نگاريم اينها اسماء اسماء الله‌اند اينها اسم الاسم‌اند اينها اسم خدا نيستند اين دعاي ندبه يا سمات يا مانند آن دارد كه خدايا به آن اسمي قسم كه با آن اسم زمين پهن شده است يا سلسله جبال پهن شده است مرتفع شده است و مانند آن، آن مي‌شود يك مقام تكويني وگرنه در آفرينش زمين كه سخن از عبري و عربي و امثال ذلك نبود كه آنها اسماي كونيه الهي‌اند، اسماي تكوينيه الهي‌اند هر اسمي سمة و علامت و نشانه ذات اقدس اله است تمام آيات الهي نشانه الهي‌اند هر موجودي كه آيه حق است و نشانه ذات اقدس اله است سمة اوست و علامت اوست پس آن مقامات تكويني و اشياء تكويني اينها اسماي حقيقي الهي‌اند، اين يك ، معاني آنها كه در ذهن با علم حصولي درك مي‌شود اينها اسماء الاسماء‌اند،، اين دو ، الفاظي كه دال بر آن مفاهيم است اسماء اسماء اسماء الله‌اند اين سه ، آن وقت از اين الفاظ كاري ساخته نيست از آن مفاهيم حصولي هم كاري ساخته نيست ، دو ، از آن حقايق تكويني كه امر ملكوتي است كارها ساخته است ، سه ، اين آثار هم كاري كه ساخته است به اذن الله است كه مسماي اين اسماء است ، چهار ، و اگر با الفاظ كاري ساخته بود خب يا با مفاهيم كاري ساخته بود بايد از ماها كاري ساخته باشد براي اينكه عمر ما با اين الفاظ و مفاهيم مي‌گذرد از اين لفظ كسي طرفي نبست از اين معنا كسي بهره‌اي نبرد اگر كسي برد مال كسي كه طوبي له و حسن مآب همان مقامات معنوي و ملكوتي است كه نصيب بعضي از اوحدي از علما مي‌شود نظير ابن فهل نظير ابن طاووس نظير بحر العلوم اين كه خدمت حضرت مي‌رسد آن داعي اين مقام است وگرنه اين الفاظ را خب خيلي‌ها بلدند اين مفاهيم را خب خيلي‌ها تصور مي‌كنند

پرسش: … پاسخ: البته اين الفاظ دعاست اگر كسي واقعا اين دعا را به عنوان قرباني چون دعا قربان كل داع مثل نماز و قرباني است انسان با او واقعا به الله متقرب مي‌شود وقتي به الله متقرب شد از خدا مي‌خواهد فلان كار را انجام بدهد فلان مريض را درمان بكند خب يقينا خدا مي‌كند وجود مبارك امام مجتبي فرمود «و انا الزعيم لمن لا يهجس في قلبه الا الرضا بما قضي الله ان يدعو الله فيستجاب له» خب مستجاب الدعا شدن يكي از كرامتهاي انسانهاست ديگر وجود مبارك امام مجتبي فرمود من ضامنم اگر كسي در قلب او جز رضاي به قضاي او خطور نكند اين انسان مستجاب الدعوه است از خدا مي‌خواهد خدا هم انجام مي‌دهد « و انا الزعيم لمن لا يهجس في قلبه الا الرضا بما قضي الله» من زعيم هستم من ضامن هستم من كفيل هستم اگر كسي جز رضاي خدا چيزي در ذهنش نبود نگفت‌اي كاش اين‌چنين شد‌اي كاش آنچنان شد وجود مبارك پيغمبر (صلّي الله علي و آله و سلّم) در تمام مدت عمر ليت و لعل نگفت چرا باران نيامد ما موظفيم دعا بكنيم كرد رضاً نكرد رضاً «رضا الله رضانااهل البيت» آن وقت گريه بكنيم شكايت بكنيم اين ديگر با بندگي سازگار نيست فرمود اگر كسي در قلبش حاجز و خاطري جز رضاي خدا نبود اين مي‌شود مستجاب الدعوة

پرسش: … پاسخ: خب بله آنها در حقيقت اين الفاظ بما لها من المفاهيم يك آن مفاهيم بما لها من المعاني التكوينيه دو آن معاني تكوينيه درجاتي دارد شما همين دعاهاي نوراني ماه رجب را مي‌خوانيد «و مقاماتك التي لا تعطيل لها في كل مكان يعرفك بها من عرفك» يا در همان دعاي نوراني كميل هم مي‌خوانيد كه و اسماء التي ملأت اركان كل شيء آن مي‌شود اسماء الله بعضي عظيمند بعضي آنها كه ركن عالم را پر مي‌كنند آن مي‌شود اسم خدا آن وقت مفاهيمش پيش ماهاست و الفاظش هم در زبانهاي ماهاست اگر اينها برابر همان راهنمايي امام مجتبي (سلام الله عليه) بود انسان مي‌شود مستجاب الدعوه خب اين دعا قربان كل داع . و تقي اگر نبود نمازش كه ستون است ﴿ويل للمصلين الذين هم عن صلاتهم ساهون﴾ دامنگير آدم مي‌شود بالاخره اين دعاها كه بالاتر از ستون دين نيست خب نمازگزار اگر ويل بر او ، پس معلوم مي‌شود الفاظ اثر ندارد مفاهيم اثر ندارد آن انعطاف قلبي است آن خضوع انسان و بندگي است آن مقام است كه اثر دارد وگرنه همين نمازگزار است كه مشمول ويل است همين تالي قرآن است كه «رب تالي القرآن و القرآن يلعنه» اصل مال آن مقام است آن وقت اين مفاهيم سمه آن مقام است اين الفاظ سمه آن مفاهيم است ما از دستي از دور بر آن مقام داريم با اين الفاظ سر و كار داريم كه سر پلي است كه ما را به آن مفاهيم مي‌رساند در بين افراد فراوان اوحدي هستند كه از راه مفاهيم حصولي به آن مقام راه پيدا مي‌كنند وگرنه اين دعاها كه بالاخره بالاتر از ستون دين به نام نماز نيست همين الفاظ قرآني را همين اذكار و اوراد را برخي در نماز مي‌خوانند و خدا مي‌فرمايد ﴿ويل للمصلين﴾ ياهمين آيات الهي را برخي تلاوت مي‌كنند و رسول خدا (صلّي الله علي و آله و سلّم) فرمود «رب تالي القرآن و القرآن يلعنه» معلوم مي‌شود لفظ بما انه لفظ اين‌چنين نيست كه در كل نظام بتواند اثر بگذارد يك وسيله خوبي است حالا انسان با اين وسيله بالا مي‌رود يا پايين؟ الفاظ و همچنين مفاهيم يك طناب خوبي است يك نردبان خوبي است اگر به دست مهندس بدهيد با اين طناب و نردبان به سقف مي‌رود اين سقف را مزين مي‌كند اگر به دست مقني بدهيد با همين نردبان و طناب به ته چاه مي‌رود آن يكي دركات است ان د رجات حالا تا نردبان را به دست چه كسي بدهيد يك وقت است كه غرة عيني في الصلاة مي‌شود يك وقتي ويل للمصلين مي‌شود يك وقتي ﴿قد افلح المومنون الذين في صلاتهم خاشعون﴾ مي‌شود يك وقتي ويل للمصلين مي‌شود بالاخره سبب نردبان است ديگر اگر به دست مقني دادي مي‌شود ويل للمصلين اگر به دست مهندس داديد مي‌شود قد افلح المومنون اما آن مقام آن اسم تكويني ديگر نردبان نيست آن خودش مقام است آن خودش هدف است البته هدفي وسيله براي هدف بالاتر خواهد بود ولي غرض آن است كه آن ديگر دو جور نيست كه گاهي به دست مقني باشد گاهي به دست مهندس . بنابراين اين الفاظ كه در اين فواتح سور آمده بايد ما را به آن مفاهيم راهنمايي بكند اين قدم اول و مفاهيم ما را بايد به آن مقام هدايت بكند قدم دوم وجود مبارك آنها در واقع اثر تكويني دارند آنها بدون ترديد اثر دارند هر گونه اثر هم البته باشد باذن الله است در نظام تكوين كه فرض ندارد يك چيزي اصل هستي‌اش به دست خدا باشد اما كارش به دست خدا نباشد اينطور كه نيست كه مرحوم كليني (رضوان الله عليه) نقل مي‌كند كه سفري كه وجود مبارك امام مجتبي (سلام الله عليه) پياده از مدينه به مكه مي‌رفتند در بين راه به جزع درخت خرمايي كه پژمرده و خشك بود آنجا تكيه دادند بعضي‌ها پيشنهاد دادند كه بالاخره اگر اين رطب تازه‌اي مي‌آورد ما استفاده مي‌كرديم در آن هواي سوزان سارباني كه در خدمت اينها بود اين مي‌گويد كه تلملمت شفتاه بما لم افهم زبان مطهر فرزند پيغمبر جنبيد و حركت كرد من نفهميدم چه گفت طولي نكشيد كه اين درخت سبز شد و ميوه داد خرماي تازه داد من گفتن سحر بن النبي _معاذ الله_ وجود مبارك امام مجتبي فرمود اين سحر نيست «ولكن دعوة ابن نبي مستجاب» آن مي‌گويد سحر است اين مى‌گويد دعاي مستجاب است اين لفظ وقتي از وجود مبارك امام مجتبي ظهور مي‌كند مي‌شود استجابت دعا و كرامت و اين چون مخصوص معصوم نيست براي شاگردان آنها هم هست البته با حفظ درجه و مرتبه كه خود آنها ضمانت كردند كفالت كردند كه اگر كسي به مقام رضا رسيد مي‌شود مستجاب الدعوة پس بنابراين، اين وجه كه ما از اين الفاظ بتوانيم اسم اعظم به دست بياوريم به اين معناي ظاهري‌اش قابل قبول نيست البته اين الفاظ سمه و علامت آن مفاهيم‌اند ، يك ، آن مفاهيم سمة و علامات آن مقامات تكويني‌اند ، دو ، آن مقامات تكويني اسماء الهي‌اند ، سه ، بعضي عظيمند بعضي اعظم و كارها هم بر اساس اذن خدا با آن مقام انجام مي‌گيرد

پرسش: … پاسخ: نه مرتبه اعلايش اسم اعظم است بعضي عظيم است بعضي اعظم

پرسش: … پاسخ: عمل خلافي انجام نگيرد و عمل وفاق هم انجام بگيرد خب اين مي‌شود اوحدي از مومنين ديگر ، اگر كسي بنده خاص خدا بود هيچ گناهي نكرد و همه واجبها را انجام داد آن از خدا چيزي بخواهد يقينا مستجاب مي‌شود چون خدا وعده داد ﴿و لا يخلف الله الميعاد﴾ فرمود ﴿اذا سالك عبادي عني فاني قريب اجيب دعوة الداع﴾

پرسش: … پاسخ: چرا ثواب كه دارد اما بخواهد در خارج اثر بگذارد طي الارض داشته باشد مريضي را شفا بدهد اين سورهٴ مباركهٴ حمد شفاي مرض است اين درست است اما چه كسي بخواند «رب تالي القرآن و القرآن يلعنه» اگر يك چنين آدمي هم سوره حمد را بخواند بر بالين بيمار باز بيمار شفا پيدا مي‌كند يا جزء كساني كه ﴿ويل للمصلين الذين هم عن صلاتهم ساهون﴾ بخواند او اثر دارد يا ﴿قد افلح المومنون الذين هم في صلاتهم خاشعون﴾ بخواند اثر دارد

پرسش: … پاسخ: آن كه لعنش قطعي است و اما اگر كسي نسبت به كل قرآن آن ادب ديني را رعايت نكرده حالا مثلاً ﴿ويل للمصلين الذين هم في صلاتهم ساهون﴾ اين ناظر به آيات خاصه است يا ناظر به اصل صلاة است

پرسش: … پاسخ: نمي‌فهمد دارد چه مي‌گويد اين شخص نمي‌فهمد دارد چه مي‌گويد اول يك نيت اجمالي مي‌كند آخر هم به السلام عليكم ختم مي‌شود كه بعضي از بزرگان گفتند من از چنين نمازي و چنين نمازگزاري كه دارد مي‌گويد السلام عليكم من خجالت مي‌كشم براي اينكه اين سلامي كه در آخرين نماز است گفتند نماز تحليلها التكبير تحريمها التكبير و تحليلها التسليم تحريم نماز كه انسان احرام مي‌بندد اشياء خاص بر او حرام مي‌شود تكبيرة الاحرام دارد آن همان الله اكبر است حالا بخواهد محرمات حال صلاة بر او حلال بشود اين با السلام عليكم است اين السلام عليكم مال چه كسي است مال غايبي است كه شاهد بشود كسي كه بيرون جمع است وقتي به جمع مي‌پيوندد وارد مي‌شود مي‌گويد السلام عليكم الان شما چند نفر كنار هم نشستيد مگر مي‌شود يكي تا به ديگري بگويد سلام عليكم اين مي‌شود استهزاء خب اگر كسي نماز مي‌خواند حواسش پيش مردم است حواسش پيش ديگراني است كه به او اقتدا كردند انسان نرفته مسافرت تا بيايد بعد بگويد السلام عليكم اين چه چيزي را مي‌گويد السلام عليكم اين كه باهم بودند كه اين بزرگان مي‌گويند ما از اين سلام نماز خجالت مي‌كشيم آخر داريم به مردم مي‌گوييم السلام عليكم ما كه از اينها غيبت نكرديم ما حواسمان پيش اينها بود آن كه مي‌گويد ﴿اياك نعبد و اياك نستعين﴾ با خداي خود سخن مي‌گويد اين با مردم نيست اين هجرت كرده حالا ذكر ركوعش ذكر سجودش اذكار ديگرش همه اينها با الله است اين‌چنين شخص غايب عن الناس است غايب عن الجماعة است حالا كه نمازش تمام شد دارد برمي‌گردد به حضور بعضهم خب مي‌گويد السلام عليكم و رحمة الله وگرنه اصلاً با مردم باشد به يكديگر بگويد از نماز خب چنين نمازي به سخريه شبيه تر است ديگر خب ﴿ويل للمصلين الذين هم عن صلاتهم ساهون﴾ غرض آن است نماز با اينكه ستون د ين است گاهي با ويل همراه است يا قرآن كه بالاخره حبل الله است با «رب تالي القرآن و القرآن يلعنه» همراه است عمده آن است كه اين الفاظ وسيله بشود براي درك آن مفاهيم آن مفاهيم وسيله بشود كه با علم و عمل ما را به آن حقيق تكويني برسانند آن وقت آنها مي‌ شوند اسم عظيم يا اعظم و به اذن خدا البته اثر مي‌گذارند

پرسش: … پاسخ: بله چون نظام عالم بر اين است چيزي به آنها نمي‌دهد متاع قليل مي‌دهد اما نه اينكه هر چه آنها خواستند در سورهٴ مباركهٴ اسراء فرمود به اينكه كسي كه ﴿من يريد العاجلة عجلنا له فيها ما نشاء لمن نريد﴾ اگر كسي عاجله مي‌خواهد نه آجله ، دنيا مي‌خواند نه آخرت ، اين‌چنين نيست كه هر كسي دنيا از ما طلب كرد به او بدهيم نه هر كسي را كه ما بخواهيم نه هر كسي كه بخواهد،، يك ، هر اندازه كه ما بخواهيم نه هر اندازه او بخواهد ، دو، عجلنا فيها ما نشاء نه ما يشاء لمن نريد نه لمن اراد وقتي ﴿و اما من اراد الاخرة و سعي لها سعيها﴾ سعيه مشكور اين موجبه كليه است ديگر نفرمود هر اندازه كه ما بخواهيم هر كسي را كه ما بخواهيم فرمود هر كسي خودش بخوهد آخرت را طي كند اهل آخرت باشد بدون استثنا عمل صالح كند بدون استثنا نيت صالحه داشته باشد بدون استثنا آنجا به عنوان موجبه كليه وعده داد اما درباره دنيا فرمود ﴿و من اراد العاجلة عجلنا له فيها﴾ اما ما نشاء، يك ، لمن نريد ، دو ، اينجا دوتا قيد دارد مي‌شود دوتا موجبه جزئيه اينجا دوتا موجبه كليه است هر كس هر چه بخواهد راه باز است در جريان آخرت در جريان دنيا بالاخره خدا الرحمن است همانطوري كه الرحيم است ديگر

 

آیت‌الله جوادی آملی، درس تفسیر سوره مبارکه اعراف، جلسه ۲،

سایت إسراء

آدرس کوتاه این مقاله: https://noorekoran.ir/Czx2W

Leave A Reply

Your email address will not be published.