اسم اعظم، الفاظ قرآن، معانی قرآن، حقیقت قرآن

0

اسم اعظم، الفاظ قرآن، معانی قرآن، حقیقت قرآن

 

آیت‌الله جوادی آملی

 

تفسیر سوره مبارکه اعراف جلسه ۵

اعوذ بالله من الشيطان الرجيم

بسم الله الرحمن الرحيم

اسم اعظم لفظ نيست كه اگر كسي يك لفظ را بگويد طي الارض داشته باشد براي اينكه ما يقين داريم بالاخره اسم اعظم در قرآن كريم هست همه اين حروف مقطعه را انسان بخواند همه اين قرآن را بخواند بعد از جايش بخواهد حركت كند به زحمت بلند مي‌شود خب بالاخره ممكن نيست قرآن اسم اعظم نداشته باشد همه قرآن را ما بارها خوانديم نشد از جايمان به جاي ديگر برويم اين مقام است البته اگر انگشت سليماني بود آنگاه نقش نگين اثر مي‌گذارد وگرنه چه خاصيت دهد نقش نگيني اگر انگشت سليماني نباشد چه خاصيت دهد نقش نگين اگر انگشت سليماني بود البته نقش نگين اثر دارد.

‏ ‏

‏ ‏يك قصه‌اي است معروف بين عمرو بن معدي كرب و خليفه دوم ع مرو بن معدي كرب كه جزء سلحشوران نامي عرب بود شمشيري داشت به عنوان سمسامه خليفه دوم از زبانزدي آن شمشير بهره‌اي برد نامه‌اي براي عمرو بن معدي كرب نوشت كه آن سمسامه را براي من بفرست عمربن معدي كرب اين شمشير معروف به سمسامه را براي خليفه دوم عمر فرستاد عمر آزمود ديد كه اين آن برندگي را ندارد حالا سنگ و چوب و اينها را مثلاً تكه تكه كند نامه‌اي براي عمرو بن معدي كرب نوشت كه اين سمسامه تو كه آن شهرت را دارد اينقدر تيز و تند نيست عمرو بن معدي كرب در پاسخ نامه دوم عمر نوشت بعثت اليك بالسيف لا بالساعد من شمشير فرستادم آن بازو مي‌خواهد من كه بازو ندادم كه آن بازو بازوي من باشد بله اربا اربا مي‌كند اين اسماي اعظم بازو مي‌خواهند اگر كسي مثل ابن طاووس بود بله تا لفظ را بگويد همين است خب همين سوره مباركه حمد مگر كم روايت به ما وارد شده است كه اين شفاست گفت اگر بيماري در آستانه مرگ باشد شما اين حمد را بخوانيد و شفا پيدا كند تعجب نكنيد اين روايات معتبر ماست خب خيلي از ماها مي‌خوانيم مي‌بينيم نتيجه نمي‌گيريم

‌پرسش: … پاسخ: اسم يعني سمه نشانه اينها همين است ديگر غرض اين است كه نشانه بودن فرق مي‌كند علامت بودن فرق مي‌كند در نوبتهاي قبل ملاحظه فرموديد كه آنچه را كه ما الان يعني بشر عادي تلفظ مي‌كند اينها اسماء اسماء الاسماء است اين الفاظ سمه و نشانه آن مفاهيم ذهني است ، يك ، آن مفاهيم ذهني نشانه اعيان تكويني است ، دو ، آن اعيان تكويني نشانه ذات اقدس اله است ، سه ، آنها اسماء الله‌اند معناي توقيفي بودن اسماء اين است كه هر كدام از آنها در جاي خاص خود قرار دارند آنها اسم حقيقي‌اند اين است كه در دعاي سمات يا دعاي ندبه و مانند آن خدا را قسم مي‌دهيم مي‌گوييم به حق آن اسمي كه با آن اسم سلسله جبال رفيع شد و ارض خفيض شد به آن اسم تو را قسم، خب آن مقام است ديگر ، خدا كه با لفظ عبري يا عربي كوه را بلند نكرد و زمين را پست نكرد كه در بيانات نوراني حضرت امير (سلام الله عليه) در نهج‌البلاغه هست كه «انما قوله فعله لا بنداء يسمع و لا صوت يقرع» حرف خدا روي قلع و قمع نيست آهنگ نيست كه انسان با ضبط صوت بخواهد ضبط كند فرمود «انما قوله فعله لا بصوت يقرء و لا بنداء يسمع» حرف كه نمي‌زند خدا كه كار مي‌كند حرف خدا كار خداست حرف صاحبان اسم اعظم هم كار آنهاست «انما قوله سبحانه و تعالي فعله» يعني اينكه فرمود ﴿انما قوله اذا اراد شيئا ان يقول له كن فيكون﴾ اين چنين نيست كه يك لفظي بگويد آنجا كه لفظ نيست آهنگ نيست موج نيست اراده خدا است و تحقق مراد

‌پرسش: … پاسخ: اين در نشئه لفظ مي‌شنود لفظ ايجاد مي‌كند در مقام مثل خود قرآن هم كلمات خداست در اين نشئه طبيعت لفظ ايجاد مي‌كند وقتي به اينجا آمده است در سطح گوش مي‌رسد ، به عالم طبيعت و انساني مي‌رسد مي‌شود عبري و عربي وگرنه ما فوق العرش كه ديگر آنجا هوا نيست لفظ نيست اعتبار نيست عبري و عربي بودن هم اعتباري است چه كلماتي كه پيش ماها مستعمل است پيش ديگران مهمل و بالعكس اينها قرارداد است الان اين لفظي كه ما به او فخر مي‌كنيم مي‌گوييم به نام كلمه عين كه داراي هفتاد معناست و بعضي‌ها هم آثار ادبي از خود به يادگار گذاشتند قصيده قرائي گفتند هفتاد بيت است در پايان هر بيتي كلمه عين است و براي هر كلمه‌اي معناست يك قدم كه جلوتر برويد به چين و غير چين برسيد مي‌بينيد همه اينها مهمل است اينها قرارداد است ديگر اينچنين نيست كه عين اصلاً مهمل است چه رسد به هفتاد معنا داشتن.

 

اينها امور اعتباري و قراردادي است بنابراين وقتي به عالم طبيعت مي‌رسد ذات اقدس اله لفظ ايجاد مي‌كند اين كلمات كلماتي است كه خدا آفريد مما لا ريب فيه است اما در عالم طبيعت آنجايي كه فرا طبيعي است ‌مي‌خواهد كار انجام بدهد ﴿انما اذا اراد شيئا ان يقول له كن فيكون﴾ يا انما امرنا آنكه در سوره نحل است يا انما امره كه در سوره يس است كن فيكون است اين را وجود مبارك حضرت امير (سلام الله عليه) در نهج‌ دارد كه «انما قوله فعله » نه صوت است نه نداء است نه قرع و قمع آهنگ دار است

‌پرسش: … پاسخ: بله آن يقول يعني يفعل ، انما قوله سبحانه و تعالي فعله لا بصوت يقرع و لا بنداء يسمع كلمه خدا فعل خداست اين است كه دارد كه ﴿لو انما في الارض من شجر اقلام و البحر يمدهم من بعضه سبعة ابحر لنفدت البحر قبل ان تنفد كلمات ربه﴾ يعني افعال خدا وگرنه اقوال خدا همين است ديگر لفظهايي كه از خدا به ما رسيده است همينهاست كه در قرآن است و صحف ديگر آن كه تمام شدني نيست كلمات خداست فعل خداست چه اينكه به عيسای مسيح فرمود كلمة الله است درباره يحيي فرمود كلمة الله است ﴿ان الله يبشرك بكلمة منه اسمه المسيح﴾ عيسي كلمة الله است ائمه (عليهم السلام) فرمودند نحن الكلمات التامات كلمات تامات الهي ماييم خب اگر عيسي كلمة الله است يحيي كلمة الله است اگر همه نويسنده‌ها بخواهند بنگارند كلمات الهي تمام نمي‌شود لنفد البحر قبل ان تنفد كلمات ربه كلمات خدا همان افعال خدا فيوضات خداست اين حاكم بر همه الفاظ است كه فرمود انما قوله فعله.

 

◀️خب بنابراين در حقيقت اسم اعظم مقام است البته اگر كسي صاحب آن مقام شد در اين نشئه بخواهد حرفي بزند بايد با آن حروف حرف بزند ▶️حالا درست است اگر عمرو بن معدي كرب بازو داد اين سمسامه اثر مي‌گذارد اگر سليمان بود آن انگشت را داشت انگشترش اثر مي‌گذارد

‌پرسش: … پاسخ: يعني بعداز آن مقام اثر دارد اولا خود مقاماتش هفتاد و دو درجه و مانند آن است ◀️ اگر كسي به آن مقام رسيد آنگاه اين الفاظ را بگويد اثر دارد اگر كسي مستجاب الدعوة بود سوره مباركه حمد را بخواند يقينا اثر دارد ديگران اگر بخوانند بي اثر نيست به اندازه خودشان اثر دارد هر كسي به اندازه ايمانش اثر دارد▶️ ديگر اگر لهم درجات استجابت دعا هم درجات است اسامي الهي هم درجات است شفا بخشيدن سورهٴ مباركهٴ حمد هم درجات دارد اين ما را نا اميد نمي‌كند ولي توقع ما را كم مي‌كند كه ما نبايد توقع داشته باشيم كه حالا سورهٴ مباركهٴ حمد را بخوانيم فورا بيماري كه در آستانه احتضار است درمان بپذيرد

 

آیت‌الله جوادی آملی، درس تفسیر سوره اعراف، جلسه ۵

آدرس کوتاه این مقاله: https://noorekoran.ir/OKqzN

Leave A Reply

Your email address will not be published.