خدا، انسان، شیطان، ٢

0

خدا، انسان، شیطان ٢

 

آیت‌الله جوادی آملی 

 

 

تفسیر سوره مبارکه حج جلسه ۲۹(۸۹/۱۲/۲۴)

اعوذ بالله من الشيطان الرجيم

بسم الله الرحمن الرحيم

سوره مبارکه حج

﴿وَمَا أَرْسَلْنَا مِن قَبْلِكَ مِن رَّسُولٍ وَلاَ نَبِيٍّ إِلَّا إِذَا تَمَنَّي أَلْقَي الشَّيْطَانُ فِي أُمْنِيَّتِهِ فَيَنسَخُ اللَّهُ مَا يُلْقِي الشَّيْطَانُ ثُمَّ يُحْكِمُ اللَّهُ آيَاتِهِ وَاللَّهُ عَلِيمٌ حَكِيمٌ ﴿۵۲﴾ لِيَجْعَلَ مَا يُلْقِي الشَّيْطَانُ فِتْنَةً لِّلَّذِينَ فِي قُلُوبِهِم مَّرَضٌ وَالْقَاسِيَةِ قُلُوبُهُمْ وَإِنَّ الظَّالِمِينَ لَفَي شِقَاقٍ بَعِيدٍ ﴿۵۳﴾ وَلِيَعْلَمَ الَّذِينَ أُوتُوا الْعِلْمَ أَنَّهُ الْحَقُّ مِن رَبِّكَ فَيُؤْمِنُوا بِهِ فَتُخْبِتَ لَهُ قُلُوبُهُمْ وَإِنَّ اللَّهَ لَهَادِ الَّذِينَ آمَنُوا إِلَي صِرَاطٍ مُسْتَقِيمٍ ﴿۵۴﴾

 

 

ذات اقدس الهي براي تسلّي وجود مبارك پيغمبر(صلّي الله عليه و آله و سلّم) از يك سو و تعليم امّت اسلامي به صبر و پايداري از سوي ديگر, قصص برخي از انبيا(عليهم السلام) را ذكر كرد كه آنها همين مصيبتها و آسيبها را ديدند و تحمل كردند و پيروز شدند بعد به عنوان يك اصل كلي براي نبوّت عام, مطلبي را نازل فرمود و آن اينكه هر كسي كه از طرف خداي سبحان رسالتي دارد خواه رسالتش با كتاب همراه باشد كه مي‌شود از انبياي اولواالعزم يا كتاب مستقل نداشته باشد حافظ شريعت پيامبر اولواالعزم باشد كه مي‌شود نبيّ در برابر رسول. بالأخره اينها پيام الهي را به جامعه منتقل مي‌كنند. هر پيامبري كه از طرف خدا احكام و حِكم الهي را به جامعه منتقل كرد شيطان در اجراي برنامهٴ آنها, در جامعه آشوب مي‌كنند يك عدّه را اغوا مي‌كنند يك عدّه را وسوسه مي‌كنند يك عدّه را با وهم و خيال يك عدّه را با شهوت و غضب گرفتار شبهات مي‌كنند و از مسير جدا مي‌كنند اين يك اصل كلي است بعد ذات اقدس الهي مي‌فرمايد خداوند اين صحنه را به خوبي مديريت مي‌كند اين يك آزمون الهي است در اين آزمون دو گروه آسيب مي‌بينند يك گروه پيروزمندند. آنهايي كه بيماردل‌اند يا قسيّ‌القلب‌اند آسيب مي‌بينند و به دنبال اين آشوبِ شياطين حركت مي‌كنند يا گرفتار شهوتِ عملي‌اند يا به دنبال شبههٴ علمي. آنها كه از علم برخوردارند از علمِ نافع برخوردارند هم اين آشوب را شناسايي مي‌كنند هم دفاع مي‌كنند و هم خودشان را حفظ مي‌كنند.

 

سه گروه مي‌شوند يك عدّه ﴿فِي قُلُوبِهِم مَرَضٌ﴾، يك عدّه ﴿الْقَاسِيَةِ قُلُوبُهُمْ﴾ يك عدّه هم ﴿الَّذِينَ أُوتُوا الْعِلْمَ﴾ آنها كه ﴿أُوتُوا الْعِلْمَ﴾ هستند بهرهٴ صحيح مي‌برند و دفاع مي‌كنند. منظور آن است كه شيطان در كار خدا دخالت نمي‌كند شيطان يك كلب معلّمي است كه وظيفهٴ او وسوسه كردن است و وسوسه هم چيز بسيار خوبي است اگر وسوسه نباشد كه جهاد با نفس نيست، اگر وسوسه نباشد كه تهذيب نيست كسي به جايي نمي‌رسد يا بالاتر از انسان متعارف است مثل فرشته‌ها يا پايين‌تر از انسان است مثل حيوان اصلاً انسان آن است كه در گير و دار خيالات و وساوس و اوهام و خاطرات باشد مبارزه كند تا به جايي برسد بيش از وسوسه هم حق ندارد ولي اين وسوسه كردني كه شيطان به عهده گرفته خداي سبحان دارد اين را مديريت مي‌كند فرمود او درصدد گمراه كردن است به نحو جِدّ ولي ما اين را به عنوان كلاس امتحان تبديل مي‌كنيم ﴿لِيَجْعَلَ مَا يُلْقِي الشَّيْطَانُ فِتْنَةً لِّلَّذِينَ﴾ كذا و كذا معلوم مي‌شود كه او در كارِ خدا دخالت نمي‌كند، به اذن خدا وسايل امتحان را فراهم مي‌كند همين، مديريت امتحان به عهدهٴ ذات اقدس الهي است آن وقت خداي سبحان همان طوري كه در جبهه‌هاي جنگ نظامي مي‌فرمايد: ﴿فَلَمْ تَقْتُلُوهُمْ وَلكِنَّ اللّهَ قَتَلَهُمْ﴾ در جبهه‌هاي جنگ فرهنگي هم به علما مي‌فرمايد: «وما نسختم اذ نسختم ولكن الله نسخ و ما أحكمتم إذا أحكمتم و لكن الله أحكم» فرمود: ﴿فَيَنسَخُ اللَّهُ مَا يُلْقِي الشَّيْطَانُ ثُمَّ يُحْكِمُ اللَّهُ آيَاتِهِ﴾ با اينكه علما قيام كردند شبهات را برطرف كردند آن وقتي كه اسرار هزار سال نوشتند سيدناالاستاد امام(رضوان الله عليه) چند روزي درس را تعطيل كرد و كشف الأسرار نوشت مرحوم علامه طباطبايي كه كار خودشان را كردند امام موساي صدر(حفظه الله و سلّمه الله تعاليٰ) كار خودش را كرده همهٴ اينها كار خودشان را دارند مي‌كنند اما همهٴ اينها بر اساس عنايتهاي الهي و رهبريهاي الهي است خدا كار آنها را بعد از قبول به خودش اسناد مي‌دهد به پيغمبر(صلّي الله عليه و آله و سلّم) مي‌فرمايد: ﴿وَمَا رَمَيْتَ إِذْ رَمَيْتَ وَلكِنَّ اللّهَ رَمَي﴾ به مجاهدان مي‌فرمايد شما اين كار را نكرديد خدا اين كار را كرده ﴿فَلَمْ تَقْتُلُوهُمْ وَلكِنَّ اللّهَ قَتَلَهُمْ﴾ كاري را كه خدا قبول بكند به خودش اسناد مي‌دهد ديگر وقتي قبول كرد معنايش اين است كه اين كار، كار الهي است نه يعني امضا مي‌كند كه شما اين كار را كرديد اين ﴿إِلَيْهِ يَصْعَدُ الْكَلِمُ الطَّيِّبُ وَالْعَمَلُ الصَّالِحُ يَرْفَعُهُ﴾ اين عملِ صالح يك مبارزهٴ نظامي، مبارزهٴ فرهنگي بالا مي‌رود اين مثل دود نيست كه بالا برود كه اين به همراه فرشته‌ها بالا مي‌رود وقتي بالا رفت الهي شد مقبول حق مي‌شود خدا به خودش اسناد مي‌‌دهد مي‌گويد من اين كار را كردم. وقتي كسي وجوه شرعي را به مرجعي به فقيهي عطا مي‌كند يا به مستحقّي يا به سيّدي عطا مي‌كند خدا قبول مي‌كند اينكه در سورهٴ مباركهٴ «توبه» فرمود: ﴿يَقْبَلُ التَّوبَةَ عَنْ عِبَادِهِ وَيَأْخُذُ الْصَّدَقَاتِ﴾ يعني اخذ مي‌كند اينكه بزرگان وقتي يك كار خيري كردند دستشان را مي‌بوسند وجود مبارك امام سجاد اين كار را مي‌كرد مي‌گفت اين دست به دستِ بي‌دستي الله رسيده است براي اينكه او گرفته خب اين يك باور مي‌خواهد يك عمل صالح مي‌خواهد يك مال طيّب مي‌خواهد يك اخلاص نيّت مي‌خواهد مي‌بيند اين عمل بالا رفته و قبول شده و كار، كار الهي است لذا اين دست را مي‌بويسد مي‌گفت كه دست به دستِ بي‌دستي الله رسيده است ﴿يَأْخُذُ الْصَّدَقَاتِ﴾ نه «يُثيب علي الصدقات» نه اينكه خدا ثواب مي‌دهد ، صدقه را مي‌گيرد، ◀️ خب پس اگر اين‌چنين شد كه كسي در صحنهٴ مبارزهٴ فرهنگي موفق شد شبهه‌شناسي كند كتابي بنويسد سخنراني كند شبهه را برطرف كند «لله سبحانه و تعاليٰ» اين كار را خدا به خودش اسناد مي‌دهد فرمود: ﴿فَيَنسَخُ اللَّهُ مَا يُلْقِي الشَّيْطَانُ ثُمَّ يُحْكِمُ اللَّهُ آيَاتِهِ وَاللَّهُ عَلِيمٌ حَكِيمٌ﴾ اين شخص مي‌شود مظهر عليمِ حكيم چون انسان مي‌تواند خليفهٴ الله باشد، اگر خليفهٴ الله شد كه حرف مستخلف‌عنه را مي‌زند، كار مستخلف‌عنه را مي‌كند. ▶️

 

غرض آن است كه شيطنت براي هميشه هست اما اين طور نيست كه شيطان جزء كِلاب هِراش باشد سگِ هرزه باشد بتواند هر كاري در عالَم بكند عالم همه چيز بر اساس نظم است اين نظير كلب معلَّم است چهارتا شبهه ايجاد مي‌كند آن وقت خداي سبحان مديريت مي‌كند فرمود: ﴿لِيَجْعَلَ مَا يُلْقِي الشَّيْطَانُ فِتْنَةً لِّلَّذِينَ فِي قُلُوبِهِم مَّرَضٌ وَالْقَاسِيَةِ قُلُوبُهُمْ﴾ كسي اينها را مريض نكردند اينها خودشان مريض شدند ناپرهيزي كردند تقوا يعني پرهيز ديگر. اينكه در بعضي از آيات فرمود: ﴿اعْمَلُوا مَا شِئْتُمْ﴾ به تعبير بعضي از بزرگان فرمود اينها بايد كارشان را بفهمند تمام شده ديگر، يعني اگر يك بيماري در اثر بيماريِ مُزمن يا غدّه‌هاي درگير كارش به جايي رسيد كه طبيب به او گفت شما ديگر پرهيز نداريد او بايد بفهمد كار گذشت اينكه طبيب مي‌گويد شما پرهيز نداريد يعني تمام شد اين منتها نمي‌فهمد خيال مي‌كند خوب شده خداي سبحان به بعضيها مي‌فرمايد: ﴿اتَّقُوا﴾، ﴿أَنْ تَتَّقُوا﴾، ﴿يَتَّقُوا﴾ اينها براي افرادي است كه قابل درمان است اما آن كسي كه ديگر به جايي رسيده كه ﴿سَوَاءٌ عَلَيْهِمْ ءَأَنْذَرْتَهُمْ أَمْ لَمْ تُنْذِرْهُمْ لاَ يُؤْمِنُونَ﴾ فرمود: ﴿اعْمَلُوا مَا شِئْتُمْ﴾ يعني ديگر جا براي تقوا نيست ديگر.

 

﴿فَأَلْهَمَهَا فُجُورَهَا وَتَقْوَاهَا﴾

فطرتِ توحيد، انسان خلق شده است اگر از راه پدر و مادر، از راه دوست كه جزء ﴿شَياطِينُ ‌الإنْس﴾ ‌اند كودكي را كسي اغوا نكند اين اصلاً دروغ ياد نمي‌گيرد خداي سبحان همان طوري كه دستگاه گوارش ما را، خلقت ما را طرزي آفريد كه با سمّ سازگار نيست يك ذرّه سمّ به كام اين كودك بريزي اين بالا مي‌آورد اين مثل ظرف خالي نيست كه هر چه بدهي بپذيرد دروغ را هم بالا مي‌آورد خيانت را هم بالا مي‌آورد خداي سبحان بر اساس اينكه ﴿فَأَلْهَمَهَا فُجُورَهَا وَتَقْوَاهَا﴾ هيچ كسي را بي‌تفاوت خلق نكرد (يك)، كسي را دروغ و خيانت ياد نداد (دو)، بچه تا دروغ را ولو از راه شوخي، خيانت را ولو از راه بازي، نبيند ياد نمي‌گيرد براي اينكه با فطرتِ توحيدي خلق شد با ﴿فَأَلْهَمَهَا فُجُورَهَا وَتَقْوَاهَا﴾ خلق شد سمّ با گوارشِ او سازگار نيست معصيت هم با فطرت او سازگار نيست همه از بيرون مي‌آيد، اما جن اين طور نيست جن مي‌تواند اين‌چنين باشد براي اينكه با آن فطرت توحيدي خلق نشده لذا شيطان، جن است ديگر شيطان، شيطان ديگر ندارد. غرض آن است كه هر كاري كه در صحنهٴ دين قرار مي‌گيرد ذات اقدس الهي مديريت مي‌كند ما بايد تلاش و كوشش بكنيم كه بيگانه اين سمّ را در فضاي دين نريزد (اولاً)، اگر ريخت در حدّ خودمان قيام بكنيم و سمّ‌زدايي كنيم (ثانياً) تا فضا سالم بشود. اين كار را كه خداي سبحان به دست عدّه‌اي مي‌كند يقيناً ما دعا بكنيم و بكوشيم كه ما جزء اين گروه باشيم همين «واجعلني ممّن تنتصر به لدينك و لا تستبدل به غيري» خدايا تو كه دينت را حفظ مي‌كني يقيناً آن توفيق را بده كه دينت به دست ما حفظ بشود.

‏درس تفسیر آیت‌الله جوادی آملی، سوره مبارکه حج جلسه ۲۹

 

سایت إسراء

 

 

آدرس کوتاه این مقاله: https://noorekoran.ir/53FQp

Leave A Reply

Your email address will not be published.